میترا استاد

نجفی و دیگر هیچ

امروزه کمتر کسی را در ایران و به ویژه تهران پیدا می کنید که مطلبی درباره شهردار پیشین پایتخت نشنیده، نخوانده و ندیده باشد.
نجفی شهردار پیشین تهران که از شهریور ۹۶ تا اسفند ۹۶ تکیه بر صندلی خیابان بهشت زد و با یک تراژدی مبهم از این جایگاه استعفا داد در خرداد ۹۸ با به قتل رساندن همسر دوم خود میترا استاد به سرتیتر خبرهای ایران تبدیل شد و در هر کوچه و خیابان مردم درباره او صحبت کردند و بسیاری از سیاست مداران نظراتی پراکنده حول این واقعه دادند.
نجفی امروز مرد روزهای سیاه اصلاح طلبان تبدیل شده است که موجبات نگرانی هم حزبی های خود را فراهم کرده است و به قول آقای روحانی به دنبال آب و صابون هستن تا روی خود را بشورند و گاهی برا‌ئت می جویند از او و افرادی هم هستند که از اساس ماجرا را طوری تغییر میدهند که انگار هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است.
اما شاید تنها چیزی که از نظرها به دور مانده است واقعیت نجفی است که شاید اگر شخص او لب به سخن نگشاید هیچ وقت از اسرار این قتل باخبر نشویم. شاید هیچ کس نتواند نجفی و نجفی های را درک کنند. کار انجام شده توسط آقای نجفی شهردار پیشین تهران چه درست و چه غلط دارای زوایایی پنهانیست که احتمالا هیچ وقت برملا نشود.
برای پایان این متن دوست دارم گوش زدی اول به خودم و دوم به دیگران بکنم و آن اینکه این اتفاق تلنگری است برای جامعه ی سیاسی ما که جوانان قصد ورود به آن را دارند و یا پیرانی که در آن هستند اینست که این چاله شاید جلوی راه خود ما هم باشد.
انتهای یادداشت / شریف زمانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *